بررسی جایگاه پژوهشهای کیفی در روششناسی علوم انسانی
بررسی جایگاه پژوهشهای کیفی در روششناسی علوم انسانی
چکیده
امروزه پژوهشگران برای بررسی پدیده های پیرامون، به انتخاب روش تحقیق می پردازند. در دهه های اخیر رویکرد کمّی در قلمرو پژوهش های علوم انسانی، تسلط زیادی داشته است؛ اما ازآنجایی که تمام پدیده های علوم انسانی به ویژه پدیده هایی که با رفتار انسانی سروکار دارند را نمی توان به شیوة کاملاً عینی مشاهده نمود، محققان پژوهش های کیفی را نیز مورد توجه و بررسی قرار داده و تلفیقی از هر دو روش را تحت عنوان روش ترکیبی پیشنهاد می کنند. در این مقاله سعی شده است به بررسی دو رویکرد پژوهشیِ مطرح در روش شناسی علوم انسانی پرداخته شود. در این راستا برخی از دشواری های پژوهش های کمّی که منجر به ناکامی آنها در پژوهش های علوم انسانی شده است، مطرح و مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
کلیدواژه ها: روش تحقیق، رویکرد کمّی، رویکرد کیفی، علوم انسانی
مقدمه
انسان از دیرباز به دنبال اصولی مشترک برآمده است تا با استفاده از آن اصول، محیطِ پیرامون خود را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار دهد. دانشمندان در حوزه های مختلف پی بردند که باید با محققان در ایده های مختلف، سهیم شده و در بخش های گوناگونی مانند رفتار سازمانی، بازاریابی و استراتژی، مشارکت نمایند. (1) امروزه همه ما نیازمند آن هستیم که با زبان تئوری با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم و زبان تئوری نیز باید مبنای علمی داشته باشد. در این راستا اظهارات علمی باید توسط افراد مختلف، مورد بررسی قرار گیرد. اگر این اظهارات توسط محققان، به شواهد مشخصی دست پیدا نکند، شواهد مربوط به علمی بودن اظهارات، مورد تأیید قرار نمی گیرد. (2) بنابراین انتخاب روش تحقیق و تأکید بر علمی بودن آن دارای اهمیت بسیار زیادی می باشد.
چیستی پژوهش
دانشمندان در گستره های مختلف علمی، در بیان چیستی پژوهش، تعریف های گوناگونی آورده اند (3) که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1. مجموع اقداماتی که برای کشف قسمتی از مشخصات جهان حقیقی انجام می گیرد. (4)
2. مجموعه ای از فعالیت ای منظمی که به یافتن نتایج خاصی می انجامد، چه بسا حاصل آن، بنیادی (5) یا کاربردی (6) باشد. (7)
3. بررسی نظام یافته، کنترل شده، تجربی و انتقادی در پدیدارها که روابط احتمالی بین این پدیده ها با نظریه و فرضیه هدایت می شود. (8)
پژوهش در دل تفکر علمی و استنتاج، جای می گیرد و رشد و سازماندهیِ عادات منطقی تفکر کردن را ممکن می سازد. کنجکاوی ما در معرفت و روشی است که افراد آن را برای کسب معرفت در مورد ناشناخته ها به کار می برند و در اصطلاح می تواند به عنوان پژوهش نام برده شود. (9)
در زبان فارسی و عربی کلمه علم به دو معنای متفاوت به کار برده می شود. این دو کاربرد عبارت اند از:
1. معنای اصلی و نخستین علم که «دانستن» در برابر «ندانستن» است و به همة دانستنی ها با صرف نظر از نوع آنها، علم می گویند.
2. کلمة «علم» در معنای دیگر فقط به دانستنی هایی اطلاق می شود که بر تجربة مستقیم حسّی مبتنی باشد، علم در این معنا در برابر جهل قرار نمی گیرد، بلکه در برابر همه دانستنی هایی قرار می گیرد که آزمون پذیر نیستند. (10) پژوهش، یک فعالیت علمی است که باید در یک معنای فنی مورد استفاده قرار گیرد. (11) دین (12) علم را به عنوان یک رویکرد منظم مبتنی بر مجموعه ای از قانون ها که تعریف کنندة دانش قابل پذیرش برای کشف دانش است، تعریف می کند و بین رویکرد علمی پژوهش با رویکرد غیرعلمی، تمایز قائل می شود. (13)
اساسی ترین ویژگی های روش علمی عبارت اند از:
1. نظام مند بودن (14)
2. عقلایی بودن: (15) هر روش باید بر نظمی عقلایی استوار باشد، لذا داده هایی که بر پایة عواطف، تخیّل یا توهّم تنظیم شوند، مورد پذیرش نیستند.
3. روح علمی: (16) هر روش که مبتنی بر نظمی عقلانی باشد، برخوردار از روح علمی است و خود مستلزم احراز شرایطی چون بی طرفی، تسلط بر خویشتن، سعة صدر و تواضع است.
4. واقعیت گرایی: (17) هر روش، زمانی مسیر کشف قانون های درست یا نظریه های مستحکم را طی می کند که از درون نگری و شهودگرایی بپرهیزد. (18)
پوپر معتقد است که نظریه های علمی هرگز به صورت کامل قابل اثبات نیست باوجوداین، آزمون پذیرند. بنابراین عینیت گزاره های علمی در این واقعیت نهفته است که بتوان آنها را به صورت بین الأذهانی (19) آزمون نمود. (20) اعتبار بین الأذهانی بدین معناست که اگر مشاهده گران مختلفی، داده های یکسانی را مورد استفاده قرار دهند، باید به نتایج مشابهی دست یابند. (21)
ویژگی های معرفتی مطالعه تجربی
از هنگام ظهور تفکر پوزیتیویستی، علم به دانستنی هایی اطلاق می شود که بر تجربة مستقیمِ حسّی، مبتنی باشد. اگرچه جایگاه مفهومی که پوزیتیویست ها برای علم مطرح کرده اند، دگرگونی های اساسی یافته است، هنوز هم روش علمی بر تجربة حسی استوار است. شناخت علمی یک پدیدار، به عنوان محصول روش علمی، دارای ویژگی هایی است که علم را از نظام های معرفتی دیگر متمایز می سازد:
1. روش علمی، بر پایه مشاهده و تجربة عینی است. مراد از عینی بودن، مشاهده و تجربه ای است که همگانی و تکرارپذیر بوده و همه بتوانند آن را درک و تکرار کنند. به عبارتی دیگر، پایة علم، تجربة حسیِ همگانی و تکرارپذیر است و تجربه های شخصی و ذهنی نسبتاً همگانی و تکرارناپذیر، از حوزة علم خارج است.
معمولاً تجربه های عرفانی را به عنوان مثالی برای تجربه های غیرهمگانی و تکرارناپذیر مطرح می کنند؛ اما واقعیت این است که بررسی های علمی در خصوص تجربة عرفانی، نشان داده است که اولاً همان گونه که استیس مطرح کرده، ابعاد تجربه عرفانی در فرهنگ های مختلف، یکسان است و ثانیاً این تجربه ها تا حدودی با انجام تمرین ها و آیین خاصی تکرارپذیر و همگانی می باشد. (22) علاوه بر آن، امکان دست کاری (23) پدیدة مورد مشاهده و شناسایی عامل تغیر را نیز اضافه کرد که بدیهی است در مورد تجربه عرفانی، مصداق ندارد.
2. بررسی علمی، همواره بر پایة فرضیه است؛ یعنی مشاهده، تجربه و آزمایش علمی، همواره مسبوق به فرضیه، نظریه و الگوی ذهنی می باشد و در واقع، مشاهده در قالب چنین چارچوب های ذهنی ای که هدایتگر مشاهده است و به آن ماهیتی گزینشی می دهد، صورت می گیرد. پوپر به این امر در فلسفة علم تصریح کرده است. چنین تفسیری از زمینه های اساسی ظهور مفهوم سازی پست مدرنی و پلورالیستی در علم صورت گرفت زیرا چنین تفسیری تفکیک ناپذی بودن ذهنیت و عینیت و فقدان وجود یک عینیت خالص را صحیح می داند.
3. روش علمی، گزینشی است، و جنبه ای از جوانب بی شمار امور را مورد بررسی قرار می دهد. بنابراین، هیچ گاه نمی توان با روش علمی، از حقیقت یک پدیده پرده برداشت. در عین حال، گزینشی بودن در روش شناسی علمی، به معنای فقدان یک نگرش سیستمی و بررسی یک مؤلفه در سایه ارتباط آن با سامانه مرتبط با خود نیست. گزینشی بودن، مفهومی نسبی است و گاهی ممکن است عنصر یک سیستم با توجه به ارتباط آن با دیگر عناصر سیستم و گاهی نیز رفتار کلی یک سیستم و ارتباط آن با سیستم های دیگر مورد بررسی قرار گیرد؛ اما درعین حال هر عنصری در این عالم، خود یک سیستم و در قیاس با سیستم های بزرگ تر، یک عنصر قلمداد می شود. بنابراین، این سخن ناظر بر این امر است که ماهیتِ گزینشی بودن بررسی علمی می تواند عناصر فراتر و فروتر را در برگیرد. برای مثال، فرد، خود یک سیستم است و درعین حال، عنصری از سیستم خانواده و جامعه می باشد. در علم، گاهی فرد، گاهی خانواده و گاهی جامعه به عنوان عنصرِ مورد مطالعه، گزینش می شود.
4. تفسیر یافته های علمی همواره در سایة تئوری ها و قانون های علمی صورت می گیرد. به عبارت دقیق تر، پژوهش های گوناگون علمی، در سایه سار چارچوب های نظری، یکپارچه می شود. (24) این امر، به دانش حاصل از مشاهده و تجربه نظم می دهد و پدیده ای است که در سایة تئوری های علمی حاصل می شود. نظریه ها راه هایی برای سازماندهی افکار و دیدگاه های ما هستند و در پرتو آنها، داده های جمع آوری شده معنی می یابد. ازاین روی، هر بررسی علمی، هم تجربی و عینی است و هم نظری و مفهومی. زیرا هیچ یک از آنها بدون دیگری معنی ندارد. این سخن، به یک معنی، ناظر بر این تفسیر کواین از فلسفه است که آن را در آخر انتزاعی و نظری علوم قرار می دهد. (25)
تفاوت موضوعی علوم انسانی با علوم طبیعی
موضوع علوم طبیعی (نظیر فیزیک)، اشیاء خارجی هستند و وجودشان مستقل از انسان است و ساخته ذهن انسانی نیستند. در نتیجه، علم به این دسته از موضوعات، علم به جهت بیرونی آنها و تنها ناظر به ظاهر و پوسته آنهاست. اما موضوع علوم انسانی، خودِ فاعل را نیز در برمی گیرد زیرا در این علوم، ما به معرفت تجلّیات و مظاهر و آثار انسانی اشتغال داریم و چون آدمیان در هویت بشری با هم مشترک هستند، لذا با شناخت خود و قرار دادن و جایگزینی خود در وضعیت تاریخی موضوع مورد نظر، می توان پدیدآورندة آن موضوع را هم شناخته و به درکی مشابه او در ابداع و ایجاد و تألیف آن پدیده، دست یافت.
برخی از دانشمندان وجود تفاوت بین موضوع علوم طبیعی و علوم انسانی را موجب ایجاد تفاوت در روش تحقیق در این دو دسته از علوم دانسته و بر این مبنا به طرح ایده تمایز تبیین و فهم در روش علوم طبیعی و انسانی اقدام کرده اند. بدین ترتیب ازنظر برخی دانشمندان، معرفت در علوم انسانی ازطریق جایگزینی خود به جای مؤلف (به معنای عام که هر فاعل انسانی که فعل معناداری را انجام می دهد، دربر می گیرد) صورت می یابد و به طور کلی پیش فرض هر علم انسانی، وجود قابلیت جایگزین کردن انسان در زندگی ذهنی و درونی دیگران است. (26)
از دیدگاه برخی دانشمندان «فهمیدن» عبارت است از «کشف تو در درون من» که این امر به دلیل ماهیت مشترک بشری امکان پذیر می گردد. (27) ازاین رو در علوم انسانی، هدف این است که آثار پدیدآورندگان واقعیت های انسانی، درک و تفسیر شود و چون فرزندان بشر از هویت یکسان و مشابهی برخوردارند، در نتیجه افعال و آثار بشری به علت بشری بودن، قابل فهم هستند و برخلاف وقایع و حوادث فیزیکی و طبیعی، می توان باطن این افعال را فهمید. (28)
پارادایم های مطرح در علوم انسانی
برخی پژوهشگران مانند ارلیکوسکی و برودی (29) و چوا (30) با نظر به مفروض های معرفت شناختی، سه طبقه از پارادایم ها را معرفی می کنند که عبارت اند از: اثبات گرایی، تفسیری و انتقادی. (31) هریک از این رویکردها به تعبیر کوهن با پارادایم (32) مشخص شده اند. همچنین کوهن بر این باور است که در هر زمانی، یکی از پارادایم ها بر جامعه علمی حاکم می باشد. منظور از پارادایم، دستاوردهای علمی مورد پذیرش همگانی است که برای یک دوره زمانی، الگوها، مسائل و راه حل ها را برای جامعه ای از کارورزان فراهم می آورند. (33) همچنین پارادایم مشتمل است بر مفروضات کلی نظری، و قوانین و فنون کاربرد آنها که اعضای جامعه علمی خاصی آنها را دربر می گیرند. در واقع پارادایم، فعالیت دانشمندان عادی را که سرگرم گشودن و حل معماها هستند، هماهنگ و هدایت می کند. (34)
سه پارادایم در علوم انسانی وجود دارد که شامل پارادایم پوزیتیویستی (35) (اثبات گرایی)، پارادایم هرمنوتیک (36) یا تفسیری و پارادایم انتقادی (37) می باشد. (38)
1. پارادایم پوزیتیویستی (اثبات گرایی)
مشخصات پارادایم پوزیتیویستی: 1) پوزیتیویست ها، جزئی نگر و کمّیت گرا هستند. 2) تأکید بر وحدت علوم و استفاده از متدولوژیِ واحد با تأسی از متدولوژی علوم طبیعی دارند. 3) پدیدارگرا هستند و به تفکیک «بود» از «نبود» قائل اند. 4) شناخت گرا در مقابل عمل گرا هستند. 5) تأکید بر علت دارند (به جای دلیل)، اینکه انسان می تواند به شرطی های عام و قوانین لامکان و لازمان برسد (قانونمند بودن پدیده های انسانی) و به تمایز بین منطق اکتشاف و منطق داوری قائل اند. (39)
6) آنها جامعه و انسان را پاره ای از طبیعت می بینند و در پی یافتن نظم قانون وار و عّلی به منظور تصرف در اجتماع و معیشت آدمی هستند. 7) در این دیدگاه، علوم اجتماعی و انسانی بر روند تبیینی خاصی از آن نوع که در علوم طبیعی مورد استفاده قرار می گیرد، استوار هستند. 8) مشرب های تبیین آماری، کارکردی، ساختاری و مادی معیشتی همه از جنس علوم اجتماعی و انسانی، تبیینی از نوع پوزیتیویستی می باشند. (40)
2. پارادایم هرمنوتیک یا تفسیری
مشخصات پارادایم هرمنوتیک یا تفسیری: 1) این پارادایم، بر نقش زبان، تفسیر و فهم در علوم اجتماعی بسیار تأکید دارد و بر معنا، انگیزه، دلیل و محیط های طبیعی برای فهم و تفسیر چگونگی ساخت و تثبیت دنیای اجتماعی توسط مردم تأکید دارد. 2) بر متدولوژی کیفی به جای متدولوژی کمّی تأکید دارند. ازاین رو نظم علوم انسانی با نظم علوم طبیعی متفاوت است. (41)
3. پارادایم انتقادی
مشخصات پارادایم انتقادی: 1) پارادایم انتقادی، جهانی مستقلِ از معرفت ما، نسبت به آن وجود دارد. 2) معرفت ما از جهان، خطابردار و سرشار از تئوری است. 3) معرفت نه کاملاً متصل و مستمر، به مثابه انباشت واقعیات درون یک چارچوب مفهومی پایدار و نه کاملاً منفصل، ازطریق تحولات عام و هم زمان در مفاهیم، توسعه می یابند. 4) در جهان ضرورتی وجود دارد. 5) موضوعات – چه طبیعی و چه اجتماعی – الزاماً برخوردار از نیروهای علّی با شیوه های عمل و قابلیت های خاص اند. 6) جهان، تمایز یافته و لایه بندی شده است. 7) پدیده های اجتماعی از قبیل کنش ها، متن ها و نهادها، مفهوم محورند. 8) علم یا تولید هر معرفت دیگر، یک عمل اجتماعی است.
9) علوم اجتماعی باید نسبت به ابژه یا موضوع خود انتقادی باشد. (42)در مورد این قضیه که آیا این پارادایم ها یا معرفت شناسی های بنیادی، باید به صورت جداگانه در پژوهش مد نظر قرار گیرند یا اینکه می توانند به صورت جمعی در یک تحقیق حضور داشته باشند، اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد. (43)
هریک از این پارادایم ها دارای ویژگی های خاصی می باشند. یکی از مهمترین خصوصیات، که غالباً از آن استفاده می گردد، روش پژوهشی می باشد. برای مثال در پارادایم پوزیتیویستی عمدتاً از روش کمّی استفاده می شود. گال نیز معتقد است که پژوهش کمّی تقریباً مترادف با پژوهش اثبات گرا می باشد. (44) درحالی که روش پژوهشی رایج در پارادایم های تفسیری و انتقادی، بیشتر روش کیفی می باشد. به عنوان مثال لاک (45) به دو پارادایم اساسی انتقادی و تفسیری برای مطالعات کیفی قائل است. (46) زیرا مطالعة تفسیری، متغیرهای مستقل و وابسته را از قبل تعریف نمی کند، بلکه بر پیچیدگی کاملِ معنابخشی انسان که در وضعیت های گوناگون بروز می کند، متمرکز است. (47)
تاریخچة پژوهش کیفی
روش های ترکیبی در تحقیق، شامل رویکردهای کیفی و کمی، دارای پیشینه و تاریخی طولانی در اصول مدیریت می باشند. (48) روش کیفی یا تفسیری یا توصیفی یا ژرف نگر با وجود قدمت تاریخی اش پس از سال ها خاموشی در دو دهة اخیر در علوم اجتماعی و علوم رفتاری از اقبال خوبی برخوردار شده است. این روش با فرضیه ساختارمند آغاز نشده یعنی فرضیه آزمایی از اصول آن نیست. همچنین آزمایش تستی را دنبال نمی کند و قصد اجرای نظریه ای را نداشته بلکه بعد از جمع آوری اطلاعات، در تحلیل ها از نظریه ها استفاده می کند. اعداد در آن نقش ویژه ای ندارند و در مقابل تفسیر و تحلیل عمیق داده ها نقش مهمی را ایفا می کنند. درصورت خوب انجام یافتن یک تحقیق به روش کیفی، آن تحقیق می تواند به تبیین نظریه ای جدید منتهی شود. (49)
استفاده از روش کیفی قدمتی تاریخی دارد، ولی شاید در رویکرد جدید علمی و در حوزه علوم اجتماعی بتوان کارهای مارسل موس (بنیان گذار مردم شناسی) را آغازگر استفاده از این روش دانست. موس در ابتدای قرن گذشته با نگارش کتاب راهنمای مردم نگاری، سنگ بنای روش کیفی با شیوه های علمی امروزی را پایه ریزی کرد. وی در این کتاب به تفصیل، روش های مشاهده و تحقیقِ جغرافیای انسانی، سازمان اجتماعی، تکنیک، اقتصاد، حقوق، مذهب، علم، زبان، آداب و هنجارهای جمعی را مورد بررسی قرار داد.
تا اوایل نیمه دوم قرن بیستم، بیشترین تحقیقات علوم اجتماعی و علوم رفتاری در کشورهای غربی با روش کمّی صورت می گرفت. برای مثال، نزدیک به 90 درصد گزارش های منتشر شده در مجله های جامعه شناسی آمریکا مبتنی بر تحقیق کمّی و بررسی های آماری بودند. اما نزدیک به سه دهه است که روش کیفی در اکثر پژوهش ها در اروپا از استقبال بیشتری برخوردار شده است. این درحالی است که در این سه دهه، ما شاهد پیشرفت های بسیار زیادی در حوزه های آمار و رایانه بوده ایم. (50)
فلسفه و ماهیت پژوهش کیفی
پژوهش کیفی روش منظم برای توصیف اجزای شرایط و ویژگی هایی دربارة پدیده های انسانی است که قابل تبدیل به کمیّت نیستند. به عبارتی دیگر پژوهش کیفی، جمع آوری، تحلیل و تفسیر داده های غنی و روایت گونه است به منظور درک عمیق مفاهیم و پدیده هایی که به خاطر وجود عامل انسانی در آنها پیچیدگی زیادی دارند. این پژوهش ها که مبتنی بر فلسفه پدیدارشناختی بوده، در جایگاه طبیعی خود، با افراد واقعی (نه در محیط تجربی) دربارة افرادی تحت کنترل انجام می شود، را پژوهش کیفی می نامند. ولی تحقیق کمّی با داده هایی از اندازه گیری متغیر هایی سروکار دارد که به آسانی قابل بیان به عدد و رقم بوده و به جهت قابلیت تعمیم در ابعاد جمعیتیِ بالا به وسیلة تکنیک های آماری، قابل ارائه و نمایش هستند. این پژوهش ها مبتنی بر دیدگاه عینیت گرایی و پوزیتیویسم می باشد. (51)
تحقیق کیفی، سؤالاتی را مطرح می کند تا مفهوم ابعاد و تجربه های مختلف زندگی انسان ها و محیط اجتماعی آنها بهتر درک شود. (52) به عنوان مثال، ما نه تنها سؤال می کنیم که «چه اتفاقی می افتد؟» بلکه این پرسش را هم مطرح می کنیم که «مردم چه چیزی را تجربه می کنند؟» و اینکه «چرا مردم این کار را انجام می دهند؟» و «چرا آنها آنچه را که مورد انتظار و خواست آنهاست، انجام نمی دهند؟». این سؤالات، فرصت هایی را برای درک بهتر تحقیق کیفی، فراهم می سازد. (53) تحقیق کیفی، رویدادها و تجربه هایی را که در یک زمینه وجود دارد با چشم انداز تجربه های فردی مربوط به آن پدیده، مورد بررسی قرار می دهد. (54) به نظر می رسد که روش های کیفی، در تحقیقات مبتنی بر نگرش سودمندی و کیفیت جهان پیرامون، مناسب می باشد. (55)
در ادبیات تحقیق کیفی، واژه های مختلفی برای تعریف آن ارائه شده است که با رویکرد کیفیِ بناشده، تطبیق نمی کند. (56) اما محققان معتقدند که پژوهش کیفی، یک نوع تحقیق و بررسی است که به دنبال توصیف و مشخص کردن اعمال انسان ها، به همان صورت که در زندگی آنها آشکار شده است، می باشد. (57) انجام تحقیق، به ویژه تحقیقات کیفی، نیازمند مجموعه ای از مهارت ها و درگیر شدن در برخی چالش های خاص می باشد؛ زیرا طبیعت این گونه تحقیقات، این چنین است. (58)
درحالی که پژوهش کمّی درپی ارائة تعریف دقیق و روشن اصطلاحات و تولید فرضیه هایی است که بتوان آنها را از راه تجربه آزمود و نیز طالب استفاده از خاصیت قیاس پذیری و دقت ریاضی است، پژوهش کیفی آنها را نفی می کند و توجه خود را به ذهنیت در برابر عینیت، واقعیت های چندگانه در برابر یک واقعیت، اجماع و هم رأیی در برابر حقیقت، خاصیت تفریدی در برابر جنبة تعمیمی و نظایر آن برای فهم واقعیت ها، معطوف می نماید. (59)
روش های کمّی پژوهش، به زعم منتقدان، رویکردی تحویلی را به کار می گیرند و از الگوهای رسمی یا مکانیکی که متضمن وجود فرضیه ها دربارة زنجیره هایی از روابط علّی - معلولی است، استفاده می کنند. در مقابل، پارادایم بدیلی که رویکردهایی پژوهشی را در بر می گیرد، ریشه در پدیدارشناسی (60) دارند. (61) چالش های مطرح شده دربارة روش کمّی، مجالی را برای بازاندیشی در روش کیفی به عنوان روش، فراهم می سازد. (62)
به رغم طرح بسیاری از تفاوت ها میان پژوهش های کمّی و کیفی، مناقشة اصلی میان این دو، مناقشات فلسفی است. مفروض های فلسفی یا پارادایم نظری پژوهشگر در مورد ماهیت واقعیت در درک چشم انداز کلی طرح مورد مطالعه و روش اجرای آن بسیار تعیین کننده است. (63) فهم تفاوت های معرفت شناختی بین پارادایم های پژوهشی، اصولاً فعالیتی فلسفی می باشد. (64)
به گمان دابسون (65) لنزهای نظری پژوهشگر نقش مهمی در انتخاب روش ها، بازی می کند. به دلیل اینکه نظام باور پژوهشگر (مفروض های هستی شناختی) به طور عمده ای روی انتخاب روش، اثر می گذارند. (66) دیدگاه یا روش کیفی یا پارادایم کیفی (67) قدمتی تاریخی دارد. مارسل موس، بنیان گذار مردم شناسی یا انسان شناسی، در ابتدای قرن گذشته با نگارش کتاب راهنمای مردم نگاری، سنگ بنای روش کیفی با شیوه های علمی رایج را پایه ریزی کرد. (68)
پژوهش کیفی بر آن گونه از روش های تحلیل و تبیین استوار است که در آنها به درک عمیق، پیچیدگی، جزئیات و بافت پدیده های مورد مطالعه تأکید شود. (69) در واقع از جهت مخالفت با روش های پوزیتویستی، روش کیفی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش کیفی این است که رویدادی را شرح دهد. (70) در مورد شیوة اندازه گیری نیز پژوهشگران کیفی به جای ساخت ابزارهایی ثابت یا مجموعه ای از سؤالات لایتغیر، سؤالاتی مولّدْ و قابل تغییر را برای انجام پژوهش خود به کار می گیرند که در مسیر انجام مطالعه و در بافت با توجه به شرایط و موقعیت، تکامل می یابد. (71)
با توجه به آنچه بیان شد، وجوه اصلی تمایز پژوهش های کمّی و کیفی را می توان بر اساس جدول زیر بیان نمود:
شیوة کمّی در مقابل شیوة کیفی (85) شیوة کیفی
شیوة کمّی
ساخت واقعیت اجتماعی و معنای فرهنگی (73)
سنجش امور عینی (72)
تمرکز بر فرآیندهای تعاملی، رویدادها (75)
تمرکز بر متغیّرها (74)
کلیدی بودن اصالت (صحت) (77)
کلیدی بودن اعتبار (پایایی) (76)
ارزش ها حضور دارند و بارزند (79)
فارغ از ارزش (78)
محدود به موقعیت (81)
مستقل از زمینه (80)
موارد یا آزمودنی های کم (83)
موارد یا آزمودنی های زیاد (82)
درگیر شدن محقق
جدا شدن محقق (84)
نقدهای وارد بر الگوی پژوهش کمّی
پژوهش کمّی، همان گونه که از نام آن برمی آید، به تعیین کمیت و شمارش پدیده هایی تحت شرایط گوناگون، مربوط می شود. (86) این تحقیقات همواره با سؤالاتی نظیر چه مقدار؟ چه تعداد؟ و چه مواقعی؟ مرتبط می باشد. (87) پژوهش های کمّی در حوزه علوم انسانی بر پایة جهان بینی پارادایم خردگرایانه قرار دارند. فرض اساسی این پارادایم، بیان می دارد که واقعیت چیزی است که فرد می تواند به وسیله حواس خود آن را تجربه نماید. (88) در واقع الگو و ماهیت پژوهش کمّی در علوم انسانی و رفتاری، از علوم مادی و فیزیکی گرفته شده است و هدف آن نیز ایجاد و انشاء نظریه و اصول آن، با بررسی صحت این دو می باشد. (89) این درحالی است که بسیاری از صاحب نظران با سلطه دیدگاه اثبات گرایی در علوم انسانی مخالفت می ورزند.
به عنوان مثال، هایدگر (90) معتقد است «به وسیلة ریاضیات (اعداد و ارقام) نمی توان تمام وجوه چهرة پدیده ها را شناسایی نمود. (91) بنابر آنچه گفته شد، استفاده از زبان ریاضی که در الگوی پژوهش کمّی رایج است، به اشتباهات زیر منتهی می گردد ازجمله:
1. اشتباه معرفتی (92)
در پژوهش هایی که مبتنی بر الگوسازی ریاضی است، هستی شناسی و معرفت شناسی در هم آمیخته اند و درنتیجه تمایز میان آنچه هست و آنچه با استفاده از این پژوهش ها شناخته می شود، قابل درک نیست.
2. اشتباه تجانس (93)
در این پژوهش ها اوصاف مفروض برای گروهی از افراد، قابل اطلاق به انسان های دیگری تلقی می شود، درحالی که اساساً مختصات آنها مورد بررسی قرار نگرفته است.
3. اشتباه علّی(94)
در پژوهش های مبتنی بر الگوسازی ریاضی، الگوهای مشهور رفتار به عنوان صورت های علّی در نظر گرفته می شوند.
4. اشتباه دانش فارغ از ارزش (95)
این پژوهش ها مدعی اند که فارغ از ارزش هستند. لذا این پژوهشگران، بار ارزشی فعالیت های خود را نادیده می گیرند.
5. اشتباه آینده نگری (96)
در پژوهش های مبتنی بر الگوهای ریاضی، اغلب نقطه نظرهای گذشته با نقطه نظرهای آینده تلفیق می شوند.
6. اشتباه فروکاستی (97)
در پژوهش های تحصّل گرایان مشخصات و صفات انسان ها به متغیرهای بسیط خلاصه می شود و با این تقلیل گرایی98 تصّور می شود که از ترکیب آنها می توان پدیدارهای انسانی پیچیده را شناخت.
7. اشتباه جبرگرایانه (99)
در این پژوهش ها، پژوهشگران غالباً قدرت آگاهی و نیز ارادة آزاد انسان را در توصیف های خود از فعالیت ها، نادیده می گیرند.
8. اشتباه عمل گرایی (100)
رهیافت پژوهشگران طرفدار الگوسازی ریاضی از پژوهش به عنوان فعالیتی عملی است که می تواند بدون توجه به مفروض های هستی شناختی و معرفت شناختی، انجام پذیرد. (101)
نتیجه گیری
امروزه تحقیقات علوم انسانی، عمدتاً به روش های کمّی روی آورده و کلی گرایی باعث غفلت از عمق پژوهش های رفتاری و روان شناختی و مدیریتی شده است. ظاهراً آمار و ارقام مورد توجه بسیاری از محققان و پژوهشگران قرار گرفته است؛
اما باید به این نکته توجه داشت که مباحث علوم انسانی و علوم رفتاری با رفتار انسان ها در ارتباط است و رفتار، مقوله ای بسیار عمیق و نیازمند کاربرد روش های کیفی است؛ زیرا انسان ها در شرایط مختلف، رفتارهای متفاوتی از خود بروز می دهند و بررسی این رفتارها نیازمند توجه دقیق و همه جانبه می باشد. ازاین رو توجه بیشتر به استفاده از روش های کیفی در تحقیقات علوم انسانی سبب کسب نتیجه های بهتر و مناسب تری خواهد شد.
پینوشتها:
1. Robert. B Handfield.& Steven. A Melnyk, "The scientific theory - building process : a primer using the case of TQM", Journal of Operations Management, v.16, p.321.
2. Gualtiero Piccinini, Hist Stud, Sci Phil, "Epistemic divergence and the publicity of scientific methods", Studies in History and Philosophy of Science, N.34, p.597.
3. رک: زهره سرمد و همکاران، روش های تحقیق در علوم رفتاری.
4. حمید مصدق، مقدمه ای به روش تحقیق، ج1، ص93.
5. Fundamental.
6. Applied.
7. نادر سیف نراقی، روش های تحقیق در علوم انسانی، ص11.
8. آلفرد کرلینجر، مبانی پژوهش در علوم رفتاری، ترجمة حسن پاشا شریفی و جعفر نجفی زند، ج1، ص31.
9. C. R, Kothari, Research Methodology : Methods & Techniques, p.1-6.
10. رک: غلامرضا خاکی، روش تحقیق با رویکردی به پایان نامه نویسی.
11. Kothari, C. R, Research Methodology: Methods & Techniques , New Delhi : Wishwa Prakashan.p.1.
12.Dane.
13. R. D Dane, Research Methods, p.32.
14. Systematization.
15. Rationality.
16. Scientific Spirit.
17. Realism.
18. غلامرضا خاکی، همان.
19. Intersubjective
20. کارل ریموند پوپر، منطق اکتشاف علمی، ترجمة احمد آرام، ص40.
21. بختیار شعبانی ورکی، منطق پژوهش در علوم تربیتی و اجتماعی جهت گیری نوین، ص45.
22.N. Ghorbani, Cross-Cutural Comparison of Self –report mystical experience. Paper presented at 51 annual meeting of society for the Scientific study of Religion.
23. Treatment.
24. R. W Hood, The Psychology of Religion
25. احد فرامرز قراملکی، روش شناسی مطالعات دینی (تحریری نو)، ص340 – 341.
26. Paul Ricoeur, Hermeneutics and the Human Sciences, Trans By John Thompson, p.49.
27. Mircea Eliade(ed), Hermeneutics, The Encyclopedia of Religion. p.282.
28. سیدحمیدرضا حسنی، «مناسبات بین فهم و تبیین در علوم انسانی و علوم طبیعی»، روش شناسی علوم انسانی، ص98- 101.
29. Orlikowski & Baroudi.
30. Chua.
31. M. D Myers, Qualitative Research in Information Systems. Association for Information Systems , Retrieved Jan 19.
32. Paradigme.
33. توماس کوهن، ساختار انقلاب های علمی، ترجمة عباس طاهری، ص76.
34. آلن.اف چالمرز، چیستی علم درآمدی بر مکاتب علم شناسی فلسفی، ترجمة سعید زیبا کلام، ص109-108.
35. Positivisme.
36. Hermeneutique.
37. Critical.
38. رک: خسرو باقری، دیدگاه های جدید در فلسفة تعلیم و تربیت.
39. عماد افروغ، فرهنگ شناسی و حقوق فرهنگی، ص9-10.
40. دانیل لیتل، تبیین در علوم اجتماعی، ترجمة عبدالکریم سروش، ص 21-113.
41. عماد افروغ، همان، ص11-12.
42. همان، ص13-14.
43. Myers , M. D, Op.Cit.
44. مردیت گال و همکاران، روش های تحقیق کمّی و کیفی در علوم تربیتی وروان شناسی، ترجمة احمدرضا نصر و همکاران، ج1، ص60.
45. Locke. Etal.
46. L. E Locke, S. J Silverman & W. W Spirduso, Types of Research, In Booth, Charles and Harrington, Jane, (Eds)
47. M. D Myers, Op. Cit.
48. Modell. Sven , In defence of triangulation : A critical realist approach to mixed methods research in management accounting , Management Accounting Research , Vol. 20. p.208.
49. مرتضی منادی، «روش کیفی در علوم اجتماعی و علوم رفتاری»، حوزه و دانشگاه،ص80.
50. همان، ص82-81.
51. علیرضا،شمس معطر،« پژوهش کیفی و روایی»، سپید، ش147، ص7.
52. Ellie Fossey, Carol Harvey, Fiona McDermott & Larry Davidos, "Understanding and evaluating qualitative research", Australian and New Zealand Journal of Psychiatry, v. 36, p.717.
53. Sinuff. Tasnim, Cook. Deborah & Giacomini. Mita, "How qualitative research can contribute to research in the intensive care unit", Journal of Critical Care, v. 22, p.104 -105.
54. Cheryl Bagley Thompson & B.Lee Walker, "Basics of Research (part 12): Qualitative Research", Air Medical Journal, v. 2, N. 17, p.65.
55. Mark Waysman & Riki Savaya, "Mixed Method Evaluation: A Case Study", Evaluation Practice, v.18, N. 3. p.227.
56. Caelli. Kate, Ray Lynne & Mill. Judy, "Clear as Mud : Toward Greater Clarity in Generic Qualitative Research", International Journal of Qualitative Methods, v. 2, N. 2, p.3.
57. Donald E Polkinghorne, "Language and Meaning : Data Collection in Qualitative Research",Journal of Counseling Psychology, v.52, N.2, p.137.
58. Glenn A Bowen, "Preparing a Qualitative Research – Based Dissertation : Lessons Learned", The Qualitative Report, v. 10, N. 2, p. 208.
59. بختیار شعبانی ورکی، «رئالیسم استعلایی و ثنویت کاذب»، نوآوری های آموزشی، ش20، ص 66-67.
60.Phenomenology.
61. G Webb, "Deconstructing deep and surface : Towards a critique of phenomenography", Higher Education,N. 33, p.197
62. T. A. Conklin, "Method or Madness : Phenomenology as Knowledge Creator", Journal of Management Inquiry , v. 16, N. 3, p.281.
63. S. E Krauss, "Research Paradigms and Meaning Making : A Primer", The Qualitative Report, v. 10, N. 4, p.759.
64. G Webb, Op. Cit, p. 199.
65.Dobson.
66. S. E Krauss, Op.Cit.
67. Remi Hess, & Antoine Savoye, Lanalyse Institutionelle, Que Saisje?,. p.53.
68. Marcel Mauss, Manuel Dethnographie,.p.14.
69. حسن پاشا شریفی، و نسترن شریفی، روش های تحقیق در علوم رفتاری، ص270.
70. کاترین مارشال، و ب. راس من گرچن ، روش تحقیق کیفی، ترجمة علی پارسائیان و سیدمحمد اعرابی، ص57.
71.S. E Krauss, Op.Cit, p.760.
72. Measure Objective Facts.
73. Construct Social Reality , Cultural Meaning.
74. Focus on Variables.
75. Focus on interactive processes , events.
76. Reliability is Key.
77. Authenticity is Key.
78. Value Free.
79. Values are present and explicit.
80. Independent of context.
81. Situationally Constrained.
82. Many cases , subjects.
83. Few cases , subjects.
84. Researcher is Detached.
85. Cresswell , 1994.
86. سیدعباس میرمالک و همکاران، «پژوهش در جراحی، پژوهش کیفی»(ترجمه و تخلیص)، جراحی ایران، ش4، ص1.
87. Gerry Coleman & Oconnor Rory, "Using grounded theory to understand software process improvement: A study of Irish software product companies", Information and software technology, No. 49, p.655.
88. زهره سرمد، و همکاران، همان، ص77.
89. رک: عزت الله نادری و همکاران، روش های تحقیق در علوم انسانی.
90. Heidegger.
91. رک: وحید بزرگی، دیدگاه های جدید در روابط بین الملل.
92. Epistemic Fallacy.
93. Homogeneity.
94. Causal Fallacy.
95. Homogeneity.
96. Prospective.
97.Reductive Fallacy.
98. Reductionism.
99.Deterministic Fallacy.
100. Pragmatism.
101. بختیار شعبانی ورکی،«رئالیسم استعلایی و ثنویت کاذب»، نوآوری های آموزشی، ش20، ص 66-86..
منابع
افروغ، عماد، فرهنگ شناسی و حقوق فرهنگی، تهران، مؤسسة فرهنگ و دانش، 1380.
باقری، خسرو، دیدگاه های جدید در فلسفة تعلیم و تربیت، انتخاب و ترجمه، بی جا، نقش هستی، 1375.
بزرگی، وحید، دیدگاه های جدید در روابط بین الملل، تهران، نی، 1377.
پوپر، کارل ریموند، منطق اکتشاف علمی، ترجمة احمد آرام، تهران، سروش، 1370.
چالمرز، آلن. اف، چیستی علم، درآمدی بر مکاتب علم شناسی فلسفی، ترجمة سعید زیباکلام، تهران، سمت، 1379.
حسنی، سیدحمیدرضا، «مناسبات بین فهم و تبیین در علوم انسانی و علوم طبیعی»، روش شناسی علوم انسانی، سال دوازدهم، ش چهل و هفت، تابستان 1385، ص 94-114
خاکی، غلامرضا، روش تحقیق با رویکردی به پایان نامه نویسی، تهران، بازتاب، 1387.
سرمد، زهره و همکاران، روش های تحقیق در علوم رفتاری، تهران، آگاه، 1380 و 1378.
سیف نراقی، نادر، روش های تحقیق در علوم انسانی، تهران، بی نا، 1359.
شریفی، حسن پاشا و نسترن شریفی، روش های تحقیق در علوم رفتاری، تهران، سخن، 1380.
شعبانی ورکی، بختیار، منطق پژوهش در علوم تربیتی و اجتماعی جهت گیری نوین، مشهد، به نشر، 1385.
ـــــ ، «رئالیسم استعلایی و ثنویت کاذب»، نوآوری های آموزشی، ش20، تابستان 1386، ص 65-86.
شمس معطر، علیرضا، «پژوهش کیفی و روایی آن»، سپید، ش147، 1388.
فرامرز قراملکی، احد، روش شناسی مطالعات دینی (تحریری نو)، مشهد دانشگاه علوم اسلامی رضوی، 1385.
کرلینجر، آلفرد، مبانی پژوهش در علوم رفتاری، ترجمة حسن پاشا شریفی و جعفر نجفی زند، تهران، آوای نور، 1374.
کوهن، توماس، ساختار انقلاب های علمی، ترجمة عباس طاهری، تهران، قصه، 1383.
گال مردیت، والتر بورگ و جویس گال، روش های تحقیق کمّی و کیفی در علوم تربیتی و روان شناسی، ترجمة احمدرضا نصر و همکاران، تهران، سمت با همکاری دانشگاه شهید بهشتی، 1382.
لیتل، دانیل، تبیین در علوم اجتماعی، ترجمة عبدالکریم سروش، تهران، صراط، 1373.
مارشال، کاترین و گرچن، ب. راس من، روش تحقیق کیفی، ترجمة علی پارسائیان و سید محمد اعرابی، تهران، دفتر پژوهش های فرهنگی،1377.
مصدق، حمید، مقدمه ای به روش تحقیق، کرمان، مؤسسه مدیریت کرمان، بی تا.
منادی، مرتضی، «روش کیفی در علوم اجتماعی و علوم رفتاری»، حوزه و دانشگاه، سال دوازدهم، ش 47، تابستان 1385، ص 80-93.
میرمالک، سیدعباس و همکاران، «پژوهش در جراحی، پژوهش کیفی (ترجمه و تخلیص)»، جراحی ایران، ش 39، زمستان 1385.
نادری، عزت الله و مریم سیف نراقی، روش های تحقیق در علوم انسانی، تهران، پدر، 1363.
Bowen, Glenn A, "Preparing a Qualitative Research – Based Dissertation: LessonsLearned", The Qualitative Report , v. 10, N. 2, 2005
Kate, Caelli, Lynne, Ray & Mill Judy, "Clear as Mud: Toward Greater Clarity in Generic Qualitative Research", International Journal of Qualitative Methods, v. 2 , N. 2, 2003
Coleman, Gerry & Oconnor. Rory, "Using grounded theory to understand software process improvement: A study of Irish software product companies", Information and software technology, N. 49, 2007
Conklin, T. A, "Method or Madness: Phenomenology as Knowledge Creator" , Journal of Management Inquiry, v. 16 , N. 3, 2007, p. 275-287.
Dane, R. D, Research Methods, California, Brooks/ Cole Publishing Co,1990.
Eliade, Mircea (ed), Hermeneutics , The Encyclopedia of Religion, 1990.
Fossey, Ellie, Harvey, Carol, McDermott, Fiona & Larry Davidos, "Understanding and evaluating qualitative research", Australian and New Zealand Journal of Psychiatry, V. 36, 2002, p.717-732.
Ghorbani, N., Cross-Cutural Comparison of Self –report mystical experience. Paper presented at 51 annual meeting of society for the Scientific study of Religion , Huston , Texes, 2000.
Handfield, Robert. B & Melnyk , Steven. A, "The scientific theory – building process: a primer using the case of TQM", Journal of Operations Management,v.16, 1998, p. 321-339.
Hess, Remi & Savoye, Antoine, Lanalyse Institutionel , Que Sai?, Paris, Puf 1993
Hood, R. W, The Psychology of Religion , New Yourk, Guilford Press,1996
Kothari, C. R, Research Methodology: Methods & Techniques, New Delhi, Wishwa Prakashan, 2002.
Krauss, S. E, "Research Paradigms and Meaning Making: A Primer", The Qualitative Report, v. 10 , N.4, December 2005, p.758-770
Locke, L. E, Silverman, S. J & Spirduso, W. W, Types of research , In Booth , Charles and Harrington, ed. Jane, Developing Business Knowledge, Sage Publications Ltd, 2006.
Mauss, Marcel, Manuel Dethnographi, Paris , Petite Bibliotheque Payot, 1992.
Modell, Sven, "In defence of triangulation: A critical realist approach to mixed methods research in management accounting", Management Accounting Research, v. 20, 2009, p.208-221.
Myers, M. D, Qualitative Research in Information Systems. Association for Information Systems , Retrieved Jan 19 , 2009.
Piccinini, Gualtiero, Stud, Hist & Phil, Sci, "Epistemic divergence and the publicity of scientific methods", Studies in History and Philosophy of Science, N. 34, 2003, p. 597-612.
Polkinghorne, Donald E, "Language and Meaning: Data Collection in Qualitative Research" ,Journal of Counseling Psychology, v. 52, N. 2, 2005, p137-145.
Ricoeur, Paul, Hermeneutics and the Human Sciences, Trans By John Thompson, Cambridge, Cambridge University Press, 1990.
Tasnim Sinuff , Deborah, Cook & Giacomini. Mita, "How qualitative research can contribute to research in the intensive care unit", Journal of Critical Care, v. 22, 2007, p 104
Thompson, Cheryl Bagley & Walker. B.Lee, "Basics of Research (part 12): Qualitative Research", Air Medical Journal, v. 2, N. 17, 1988, p.65-70
Waysman,. Mark & Riki Savaya, "Mixed Method Evaluation: A Case Study", Evaluation Practice, v.18, N. 3, 1997, p. 227-237.
Webb, G, "Deconstructing deep and surface: Towards a critique of phenomenography", Higher Education, N. 33, 1997, p.195-212.
منبع: فصلنامه پژوهش– شماره 5
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۲/۲۶ ساعت 12:13 توسط علیرضا رشیدی
|
قبل از معرفی به اطلاع مراجعه کنندگانی که دنبال نرم افزار یا مطلبی می گردند که مربوط به بیش از 1یا 2 سال قبل در این وبلاگ معرفی شده و یا برای دانلود گداشته شده است و سایت مادر یا دانلود فیلتر یا بسته شده است این وب هیچگونه تعهد یا مسئولیتی نداشته یا ندارد. قبلا با نام کارشناسی تکنولوژی و گروههای آموزشی عمومی زرین شهر حدود یک سال فعال بودیم.حالا با تغییر نام و کمی تغییرات در موضوعات و مطالب با نام بهار تکنولوژی وفناوری آمده ایم.خواهشمند است ما رابانظرات خود کمک و ياري نماييد. این وبلاگ هیچگونه وابستگی به آموزش و پرورش زرین شهر وغیره نداشته و در نقد و گزینش مطالب خود آزاد می باشد. هر گونه کپی و برداشت از این وبلاگ برای علاقه مندان هم بلامانع است.اين وبلاگ همه روزه با چند مطلب به روز است .دوست داشتید می توانید بيننده هر روزه ما باشيد.