بررسی عوامل اثرگذار بر برنامهي درسی دانشگاه مجازی و شناسایی ویژگیهای عناصر نهگانهي آن
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل اثرگذار بر برنامهي درسی دانشگاه مجازی و شناسایی ویژگیهای عناصر نهگانهي آن است. برای طراحی برنامهي درسی ابتدا باید عوامل اثرگذار بر برنامهي درسی شناسایی شود و سپس نحوهي اثر گذاری این عوامل بر عناصر برنامهي درسی مورد بررسی قرار گیرند.قابلیتهای فناوري اطلاعات و ارتباطات (فاوا) و نظریههای یادگیری یادگیرنده محور دو عامل اثر گذار بر طرح برنامهي درسی دانشگاه مجازی هستند. قابلیتهای چند رسانه ای، ابر رسانههای، تعاملی، انعطاف زمانی و مکانی فاوا به یادگیرنده امکان میدهد، به محتواها و منابع یادگیری گوناگون دسترسی داشته باشد و با همکلاسان، مدرسان و راهنمایان متعدد تعامل داشته باشد و متناسب با شرایط و موقعیت خود در فعالیتهای یادگیری شرکت کند. مجموعهي این امکانات به یادگیرنده کمک میکند، دانش خود را به طور فعال و متناسب با موقعیت شکل دهد.
فرانسیس کلاین، نه عنصر: هدفها، محتوا، فعالیتهای یادگیری، گروهبندی یادگیرندگان، مواد و منابع یادگیری، فضا، زمان، راهبردهای تدریس و شیوههای ارزشیابی را در طراحی برنامههای درسی شناسایی کرده است.
در این پژوهش، ویژگیهای این نه عنصر با توجه به قابلیتهای فاوا و دلالتهای نظریههای یادگیرنده محور مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد، تدوین نه عنصر برنامهي درسی دانشگاه مجازی با ملاحظه قابلیتهای فاوا و دلالتهای نظریههای یادگیرنده محور، مهارتهای مورد نیاز عصر اطلاعات - همچون مهارت حل مسئله، تفکر انتقادی، مهارت برقراری ارتباط، مشارکت و خود راهبری- را در دانشجویان تسهیل میکند.
کلید واژهها: طرح برنامهي درسی، دانشگاه مجازی، طراحی برنامهيدرسی، فاوا، عناصر برنامهي درسی، نظریههای یادگیرنده محور، یادگیری آنلاین
مقدمه
رسالت آموزش دانشگاهی در عصر جدید نسبت به گذشته تغییر کرده است . در این عصر، دانشگاه باید افرادی را پرورش دهد که به جای حفظ و ذخیره ی اطلاعات، توانایی طبقه بندی، تحلیل و ترکیب اطلاعات ، مهارت های حل مسئله، مهارت های ارتباطی، مباحثه، مذاکره و مهارت های مدیریتی و فناورانه را دارا باشند تا بتوانند با تغییرات سریع فناورانه، صنعتی و اجتماعی به هم سویی موثری برسند. برخی از صاحب نظران و رهبران آموزش عالی معتقدند که تلفیق فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی در برنامه ی درسیدانشگاهی می تواند، چنین قابلیت هایی را در دانشجویان پرورش دهد(میگل و همکاران، 2004، ص 78). از طرف دیگر، مطالعه ی پیشینه ی ورود رسانه ها به عرصه ی آموزش نشان می دهد که رسانه ها فی نفسه تاثیری بر بهبود کیفیت یادگیری ندارند و اینترنت هم از این قاعده مستثنا نیست (کلارک و مایر، 2004: 20). اسویین(2001)، با مطالعه ی دوره های مجازی 73 دانشگاه ایالت نیویورک دریافت که بین رضایت دانشجویان و طرح برنامه ی درسی دوره ی مجازی ارتباط نزدیکی وجود دارد(اوم و همکاران،2005:108). بر این اساس تلفیق موثر فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی با برنامه ی درسی دانشگاهی به طرح برنامه ی درسی منظم و منسجمی نیاز دارد. طراحی برنامه ی درسی فعالیتی است که به شناسایی عناصر برنامه ی درسی و تصمیم گیری درباره ی نحوه ی روابط بین آن ها می پردازد (ملکی،1382:31؛ میرزابیگی:ص 368(. به ین منظور، گروه طراح برنامه ی درسی باید ابتدا در سطح عام عوامل اثر گذار بر برنامه ی درسی را شناسایی کنند و سپس در سطح خاص یا تکنیکی، تاثیر این عوامل را بر عناصر برنامه ی درسی مورد بررسی قرار دهد. هر اندازه تجانس و هم خوانی تصمیمات بین این دو سطح بیشتر باشد، طرح برنامه ی درسی اثر بخش تر و با کیفیت تر خواهد بود(مهر محمدی،1382:193).
بنابراین هدف کلی پژوهش حاضر شناسایی وامل اثر گذار بر طرح برنامه ی درسی دانشگاه مجازی و بررسی ویژگی های عناصر آن است. متخصصان در مورد تعداد عناصر برنامه ی درسی هنوز به توافق قطعی دست نیافته اند. جانسون یک عنصر، تایلر چهار عنصر، هیلدا تابا هفت عنصر، آیزنر هفت عنصر، و کلاین نه عنصر را مد نظر قرارداده است(مهرمحمدی 1382:44). پژوهش حاضر ویژگی ها و روابط بین نه عنصر برنامه ی درسی دانشگاه مجازی، شامل: هدفها، محتوا، فعالیتهای یادگیری، گروهبندی یادگیرندگان، مواد و منابع یادگیری، فضا، زمان، راهبردهای تدریس و شیوههای ارزشیابی را مورد بررسی قرار می دهد. بنابراین در این نوشته، ابتدا عوامل اثر گذار بر طرح برنامه ی درسی دانشگاه مجازی شناسایی و بررسی می شود. سپس ویژگی های و روابط بین عناصر نه گانه برنامه ی درسی دانشگاه مجازی مدنظر قرار می گیرد و در انتها جمع بندی و نتیجه گیری از بحث ارائه می شود.
عوامل اثرگذار بر طرح برنامه ی درسی دانشگاه مجازی عوامل متعددی از جمله: نظریه های یادگیری، نظریه های هوش چندگانه، تغییرات سازمانی، تحولات صنعتی، تغییرات اجتماعی و قابلیت های فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا)بر برنامه ی درسی دانشگاه مجازی تاثیر می گذارند. در میان آنها دو عامل قابلیت های فاوا و نظریه های یادگیری، اثرگذارتر و نافذترند (ون مرینبور و همکاران، 2004:25). اینترنت به عنوان فناوری ارتباطی و رسانه ی یادگیری دارای قابلیت های گوناگونی است که برخی از انها عبارت اند از:
1- ارائه ی چند رسانه های محتوا از طریق متن ، صداو تصویرهای ثابت و متحرک ؛
2- قابلیت های ایجاد تعامل بین یادگیرنده و مواد یادگیری با استفاده از بازی های رایانه ای و پویا نمایی های قابل دستکاری؛
3- قابلیت های شخصی سازی، نظیر ارائه ی محتوا و فعالیت های یادگیری به شیوه های گوناگون که هر یادگیرنده، متناسب با سبک و سرعت یادگیری خود ، آن را دریافت می کند؛
4- تسهیل ارتباط و مذاکره ی دانشجویان و مدرسان؛
5- تسهیل دست رسی یادگیرندگان به مواد و منابع یادگیری بیشتر؛
6-ایجاد انعطاف زمانی و مکانی در یادگیری(ولر،2020:22-18).
قابلیت ها و امکانات فاوا به دانشجوی مجازی امکان می دهد، از طریق ارائه های چندگانه، محتوای یادگیری را دریافت کند، با رایانه به عنوان شریک یادگیری تعامل فعال داشته باشد، متناسب با سبک و سرعت خود در یادگیری پیشروی کند و با دانشجویان و راهنماهای متعدد مذاکره و ارتباط داشته باشد. البته برخی از نویسندگان قابلت های ارتباطی اینترنت در یادگیری را بیش از سایر امکانات آن مد نظر قرار داده و الگوهایی را برای استفاده موثر از این امکانات ارائه کرده اند. الگوی جوامع یادگیری آنلاین (سیفرت، لیچنر و استانوسکا، 2002)، الگوی اجتماع پژوهشی(گریسون و اندرسون، 2004) و الگوی اجتماع یادگیری آنلاین(بورک و اولیور، 2003) نمونه هایی از این الگوها هستند. براساس این الگوها ارتباط و مشارکت اساس یادگیری در محیط مجازی است. برای مثال گریسون و اندرسون در باره می نویسند: "ارتباط، قلب و اساس برنامه ی درسی دانشگاه مجازی است. دانشجویان در این محیط با استفاده از امکانات ارتباطی همزمان و نا همزمان با یکدیگر و با مدرس خود بحث و مذاکره می کنند و هر دانشجو ایده ها و نظرات خود را به قصد ساخت دانش جدید با دیگران به اشتراک می گذارند"(اندرسون، 2004:69).بنابراین، گروه طراح برنامه ی درسی دانشگاه مجازی باید درک صحیحی از ویژگی های فضای مجازی و قابلیت های چندرسانهای، ابررسانه ای و ارتباطی اینترنت داشته باشد و این قابلیت ها را به طور موثر با عناصر برنامه ی درسی تلفیق کند(ولر، 2002، ص 25). دومین عامل اثر گذار در طراحی برنامه ی درسی مجازی نظریه های یادگیری یادگیرنده محور هستند. نظریه های رفتارگرایی، شناخت گرایی و ساخت و سازگرایی، سه دسته کلی نظریه های یادگیری هستند که درباره ی نحوه ی یادگیری انسان تفسیرها و برداشت های متفاوتی دارند(دنالدسون و مناپفر، 2003:22). رفتارگرایان یادگیری را حاصل برقراری ارتباط بین محرک های بیرونی و پاسخ می دانند و بر نقش عوامل بیرونی در یادگیری توجه دارند. شناخت گرایان یادگیری را تغییر در فرایند های ذهنی و درونی قلمداد می کنند و بر نقش تفکر، حافظه، انگیزش و تفاوت های فردی تاکید دارند. ساخت و سازگرایان، نقش فرد و محیط اجتماعی در یادگیری را مهم می شمارند. این نظریه در تفکرات روان شناسان شناختی، همچون: پیاژه، برونر و ویگوتسکی و افکار تربیتی جان دیویی ریشه دارد. بر اساس این نظریه، هر فردی با توجه به تجارب قبلی، محرک های محیطی را دریافت و از آن دانش جدیدی می سازد. به اعتقاد پیروان این نظریه، دانش مستقل از جهان خارج وجود ندارد. هر موقعیتی از دیدگاههای متفوت ادراک می شود و تعیین میزان صحت آن ها به آسانی مقدور نیست. هلیگن، دو ملاک"انسجام" یا "توافق" بین مدل های شناختی در درون ذهن فرد و اجماع بین مدل های مختلف شناختی در افراد متفاوت را ملاک های تشخیص میزان صحت ساخت های مختلف ذکر می کند(راووی،2004). لیکن تاکید بر تجربه و فهم فردی بدین تعامل و مذاکره ی اجتماعی ایده ها و دیدگاههای خود را با یکدیگر شریک می شوند و در برخی موارد به فهم یا ایده ی مشترکی نیز دست می یابند. به طور خلاصه ، این نظریه بر فعال بودن یادگیرنده، تجربه هاو فعالیت های یادگیری اصیل و واقعی، ارائه ی دیدگاهای چندگانه و تعامل و مذاکره در یادگیری تاکید دارد.(اندرسون، 2004:72)با استفاده ار تاثیر متقابل عوامل اثر گذار قابلیت های فناوری و نظریه های یادگیری یادگیرنده محور بر طرح برنامه ی درسی مجازی، می توان به طرح های متفاوتی رسید. اگر عامل قابلیت های فناوری را در روی محور xها و عامل نظریه های یادگیری را در روی محورyها قرار دهیم، از تاثیر متقابل آن ها چهار نوع طرح برنامه ی درسی مجازی شکل (1) را می توان متصور شد.
طرح های مذکور از این قرارند:
الف) طرح های برنامه ی درسی مجازی که در طراحی آن ها، قابلیت های فاوا در یادگیری به خوبی درک شده اند و از دلالت های نظریه های یادگیری یاددهنده محور استفاده می شود.
ب) طرح های برنامه درسی مجازی که در طراحی آن ها، قابلیت های فاوا در یادگیری به خوبی درک نشده اند و از دلالت های نظریه های یادگیری یاددهنده محور استفاده می وشد.
ج) طرح های برنامه ی درسی مجازی که در طراحی آن ها، قابلیت های فاوا در یادگیری به خوبی درک نشده اند و از دلالت های نظریه های یادگیری یادگیرنده محور استفاده می شود.
د) طرح های برنامه ی درسی مجازی که در طراحی آن ها، قابلیت ها ی فاوا در یادگیری به خوبی درک شده و از دلالت های نظریه های یادگیرنده محور استفاده می شود(همن ، ص 55-43).
طرح برنامه ی درسی که در آن قابلیت های فاوا و نظریه های یادگیری یادگیرنده محور به طرز مناسبی با یکدیگر تلفیق شوند، عناصر نه گانه برنامه ی درسی را به گونه ای شکل می دهد که به دانشجوی مجازی در ساخت دانش کمک کند. در این گونه طرح ها، امکانات "ابر رسانه ای" محیط یادگیری مجازی، امکان دسترسی به محتوای یادگیری غیر خطی را برای یادگیرنده آسان می سازد و کنترل او را بر فرایند یادگیری افزایش می دهد، قابلیت های چند رسانه ای امکان جمع آوری و کسب اطلاعات را تسریع می کند. شبیه سازی ها به عنوان ابزار یادگیری تجربی، یادگیرنده را به خلق فعال دانش و یادگیری واقعی بر می انگیزد و جست و جو در وب، در ارئه دیدگاههای چندگانه از دنیای واقعی ه یادگیرنده کمک می کند(هالمزو گاردنر، 2006:85). به عبارت دیگر، محیط یادگیری که امکان ارائه ی چند رسانه ای، تسهیل گفتمان ، چارچوب سازی ذهنی، ایفای نقش، شبیه سازی ها و مطالعات موردی را برای یادگیرنده فراهم سازد، در ساخت فعال دانش به او کمک می سازد(کارگوری و سیموئه،2005).
ویژگی های عناصر برنامه ی درسی دانشگاه مجازی
1. هدف ها گردش سریع اطلاعات در محیط مجازی، دسترسی آسان به اطلاعات را مقدور ساخته است و استفاده ی موثر از آن، مستلزم طبقه بندی ، تحلیل و مدیریت صحیح است. در این عصر، دسترسی به اطلاعات به عنوان یکی از مهم ترین هدف های برنامه ی درسی دانشگاهی، جای خود را به هدف های سطح بالاتری نظیر: کسب مهارت های حل مسئله، تولید و مدیریت اطلاعت، تفکر انتقادی و یادگیری"خود راهبر" داده است.
هرچند این هدف ها در دوره های قبل نیز به عنوان به هدف های برنامه ی درسی دانشگاهی به شمار می آمدند، ولی با توسعه قابلیت های فاوا و حاکمیت نظریه های یادگیرنده محور، پرورش هدف های سطح بالاتر بیش از گذشته در دانشگاهها به ویژه دانشگاههای مجازی مورد تاکید قرار گرفته است. نتایج پژوهش های انجام شده (نظیرویگرف، 1998؛وندرول،2003؛ استار و دژی،2004)
درباره ی محیط های یادگیری مجازی نشان می دهد که این محیط ها بیش از محیط های دانشگاه حضوری به پرورش و کسب مهارت های حل مسئله ، قدرت تفکر انتقادی، مدیریت و تصمیم گیری در موقعیت های پیچیده ، مذاکره و برقراری روابط اجتماعی کمک می کند. بر این اساس ، گروه طراح برنامه ی درسی دانشگاه مجازی باید با درک صحیح از قابلیت های فاوا و نظریه های یادگیری یادگیرنده محور، درباره ی منابع تعیین هدف های برنامه ی درسی دانشگاه مجازی و رویکردهای متناسب با آن تصمیم گیری کند. هدف های برنامه ی درسی دانشگاهی بر اساس مطالعه ی چهار منبع فرهنگ و تجربه های نسل های گذشته، کارکردهای آموزش عالی در جهت رشدملی، خدمات اجتماعی و برنامه های درسی تعیین می شود(لایت و کوکس،2002:44).
هرچند منابع تعیین هدف های برنامه ی درسی دانشگاه حضوری و مجازی تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند، ولی ورود فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی به عرصه ی جوامع ،ماهیت و ویژگی های این منابع را نیز تغییر داده است. برای نمونه، با ملاحظه کارکردهای آموزش عالی در جهت رشد ملی به عنوان یکی از منابع هدف های برنامه ی درسی می توان گفت: در عصر اطلاعات، نهادها، سازمان ها و بازار کار به کارکنانی نیاز دارد که مهارت مدیریت اطلاعات ، تصمیم گیری، برنامه ریزی، مذاکره ی اجتماعی و مهارت های فاوا را داشته باشند(داتون و لودر،2002:167).بر این اساس رویکرد تعیین هدف های برنامه ی درسی مجازی باید متناسب با نیازها و ویژگی های اجتماعی عصر اطلاعات انتخاب شود. رویکردهای مربوط به هدف های برنامه ی درسی دانشگاهی را می توان به دو دسته ی رویکردهای "عقلایی"و رویکردهای "فکورانه" تقسیم کرد(لایت و کوکس، 2004:46؛ ون مرینبور و همکاران،2004:11).
در رویکرد عقلائی ، هدف های برنامه ی درسی به صورت غیر منعطف ، صریح و عینی تعیین می شوند. در این رویکرد عناصر برنامه درسی به صورت خطی از هدف های برنامه ی درسی تاثیر می پذیرند. در مقابل ، رویکرد فکورانه هدف های برنامه ی درسی با توجه به ویژگی های یادگیرندگان، شرایط محیطی و وضعیت اجتماعی از انعطاف هدف مندی برخوردارند. در این رویکرد بین هدف های برنامه ی درسی و سایر عناصر برنامه ارتباط غیر خطی وجود دارد( پاپهم، 1997:69؛ ون مرینبور و همکاران، 2004:12).
انتخاب رویکرد تعیین هدف های برنامه ی درسی مجازی از دو جهت حائز اهمیت است: یکی این که ، برنامه ی درسی دانشگاه مجازی، مانند اغلب برنامه های آموزش از راه دور به صورت خود آموز ارائه می شودو دانشجو باید از هدف ها و انتظارات برنامه ی درسی درک صحیحی داشته باشد. بنابراین، هدف ها باید به صورت دقیق و صریح بیان شوند. محتوا، عالیت ها، راهبردهای تدریس و شیوه های ارزش یابی با محدودیت روبه رو می سازدو امکان انتخاب های گوناگون را از آن ها می گیرید.
با توجه به این دو نکته ، تعیین هدف های برنامه درسی دانشگاه مجازی باید جهت دهنده باشد و نه تعیین کننده ی حدود(پاپهم،1997:73).2) محتوا عنصر بعدی که گروه طراح برنامه ی درسی باید در مورد آن تصمیم بگیرد، انتخاب و سازماندهی محتوای برناامه ی درسی دانشگاه مجازی است. به مجموعه ی دانش سازمان یافته، حقایق، مفاهیم، اصول، روش انجام کارها، تعمیم ها، نگرش ها و روش های تحقیق مربوط به یک ماده یا موضوع درسی، "محتوا" گفته می شود(گروه بین المللی آموزش و پرورش، 1382:72)
که در برنامه ی درسی دانشگاهی محتوا باید:
1. به اندازه ای عمیق باشد که به یادگیرنده در پرورش قوای ذهنی، ابعاد اخلاقی، اجتماعی، روحی و ساخت عمیق دانش کمک کند.
2. دانش نظری و تجربه های عملی حوزه ی تخصصی را به یادگیرنده ارائه کند و او را با اصول ، ارزش ها و اخلاقیات آن حرفه آشنا سازد.
3. جامع باشد و در عین سادگی مهارت های حل مسئله، تفکر انتقادی و خلاقیت را در یادگیرنده پرورش دهد.
4. محتوا باید با نیازها ، علاقه ها، سطح شناختی، زمینه ها، تجربه های قبلی و ویژگی های فرهنگی دانشجویان مرتبط باشد.
5. محتوا باید با روحیات ، علاقه ها و سطح درک مدرس تناسب داشته باشد(لایت و کوکس، 2002:91).
قابلیت های چند رسانه ای و ابر رسانه ای وب به گروه طراح برنامه ی درسی مجازی امکان می دهد اطلاعات، مفاهیم و اصول انتخاب شده را در قالب صدا، تصویر و متن سازمان دهی و به یادگیرنده ارائه کند. یادگیرنده نیز می تواند، متناسب با سبک یادگیری اش، شیوه های ارائه دلخواه خود را از میان آن ها برگزیند.
ولی سوال این است که:"آیا محتوای چند رسانه ای و ابر رسانه ای نسبت به محتوای "تک رسانه ای"(Mono Media) تاثیر بیشتری در یادگیری دارد؟"برای درک نحوه اثر گذاری محتوای چند رسانه ای و تک رسانه ای بر یادگیرنده باید به سیستم پردازش آدمی توجه کرد.
پایویو(1987)،"فرضیه ی کدگذاری دوگانه" را در مورد سیستم پردازش شناختی افراد مطرح کرد. به اعتقاد او محرک های دریافت شده از محیط به وسیله ی دو خرده سیستم دیداری و شنیداری پردازش می شوند. این دو سیستم مکمل یکدیگرند، هر چند که نحوه ی پردازش آن ها از هم متفاوت است. بر این اساس محتوایی که از طریق چند کانال حسی پردازش شود، بیش از محتواهای تک رسانه ای کانال های پردازش را درگیر می سازد و امکان یادگیری را افزایش می دهد(جوز و رودریگوئز، 2004:26). از طرف دیگر، در برخی محتواهای چند رسانه ای ، ارائه ی قطعات محتوا در قالب رسانه های گوناگون موجب ایجاد بار شناختی اضافی(Over Learning) شده و کانال های پردازش را دچار مشکل می سازد.
کلارک و مایر براساس پژوهش های تجربی(رجوع کنید به : مایر،2001و کلارک و مایر 2004) هفت اصل (که هم اکنون به نه اصلارتقا یافته است) زیر را برای تهیه و سازمان دهی محتوای الکترونیکی ارائه داده اند:
1. رعایت اصل چند رسانه ای (Multimedia Principle) : بر اساساین اصل در طراحی محتوای مجازی بهتر است، در کنار واژه ها (متنی یا صوتی) از تصویر استفاده می شود. به عبارت دیگر، به کارگیری واژه ها و تصویرها در کنار یکدیگر، بیش از واژه های تنها در یادگیری تاثیر دارند(کلارک و مایر:2004، 53).
2. رعایت اصل مجاورت مکانی(Contiguity Principel) : بر اساس این اصل، در طراحی محتوای برنامه ی درسی مجازی، واژه ها (متن و صدا) و تصویرهای مرتبط باید در نزدیکی یکدیگر قرار داده شوند. به عبارت دیگر، اگر متن و تصویر از لحاظ فیزیکی روی صفحه ی نمایشگر در نزدیکی یکدیگر قرار داده شوند، یادگیرنده به سهولت می تواند ارتباط بین این دو عنصر رسانه ای را دریابد.
3. اصل کیفیت ارائه(Modality Principle): بر اساس این اصل، ارائه ی محتوای چند رسانه ای بهتر است در کنار متن، از صدا استفاده شود. در برخی از برنامه های درسی مجازی، محدودیت های فنی، طراح محتوا را وادار می سازد که به جای صدا در کنار متن از تصویر استفاده کند. با توجه به سیستم پردازش آدمی، واژه های متنی و تصویرها هر دو از کانال دیداری پردازش می شوند و به کارگیری هم زمان یک کانال پردازش ، موجب ایجاد بار شناختی اضافی در یادگیرنده می شود و یادگیری او را مختل می سازد.
4. اصل افزونگی(Redundancy Principle): بر اساس این اصل، ارائه ی محتوای مشابه از طریق صدا و متن در کنار تصویر مربوطه، موجب اختلال در یادگیری می شود. ضرب المثل "کارنیکو کردن از پر کردن است"، در تهیه ی محتوای الکترونیکی صادق نیست و باید از دو عنصر دیداری متن و تصویر یکی را انتخاب و در کنار صدا ارائه شود. البته در موقعیت های زیر می توان متن، تصویر و صدا را با هم و به طور هم زمان ارائه داد:الف) برای ارائه ی مطالب ، مفاهیم و فرایند های مهم ؛ ب) برای ارائه ی دستورالعمل های مربوط به تمرین ها و تکالیف ؛ ج) برای ارائه ی گام های مهم یک فرایند(مایر،2001، ص 86).
5. اصل پیوستگی(Coherence Principle) : در برخی از محتواهای برنامه درسی مجازی به منظور ایجاد انگیزه در یادگیرنده عناصر رسانه ای جذاب نظیر؛ موسیقی، ویدئو کلیپ، داستان ، پویا نمایی و صدای محیطی غیر مرتبط در کنار محتوای اصلی به کاربرده می شود. بر اساس این اصل ارائه مواد جذاب ولی اضافی و غیر مرتبط با هدف های برنامه ی درسی موجب سردرگمی، قطع ارتباط و انحراف یادگیرنده می شود.
6. اصل شخصی سازی( Personalization Principle): بر اساس این اصل استفاده از سبک محاوره ای، ضمایر اول شخص و دوم شخص و هم چنین شکلک های راهنما روی صفحه ی نمایشگر به یادگیری
قبل از معرفی به اطلاع مراجعه کنندگانی که دنبال نرم افزار یا مطلبی می گردند که مربوط به بیش از 1یا 2 سال قبل در این وبلاگ معرفی شده و یا برای دانلود گداشته شده است و سایت مادر یا دانلود فیلتر یا بسته شده است این وب هیچگونه تعهد یا مسئولیتی نداشته یا ندارد. قبلا با نام کارشناسی تکنولوژی و گروههای آموزشی عمومی زرین شهر حدود یک سال فعال بودیم.حالا با تغییر نام و کمی تغییرات در موضوعات و مطالب با نام بهار تکنولوژی وفناوری آمده ایم.خواهشمند است ما رابانظرات خود کمک و ياري نماييد. این وبلاگ هیچگونه وابستگی به آموزش و پرورش زرین شهر وغیره نداشته و در نقد و گزینش مطالب خود آزاد می باشد. هر گونه کپی و برداشت از این وبلاگ برای علاقه مندان هم بلامانع است.اين وبلاگ همه روزه با چند مطلب به روز است .دوست داشتید می توانید بيننده هر روزه ما باشيد.